تبلیغات
پاتوق عاشقانه ها - خدایا...

پاتوق عاشقانه ها

جان به لب می رسد...اگر گاهی آنکه باید باشد،نباشد...

خدایا...

خدایا!

دلش با من نیست آن که باید باشد

دل من آشفته است اما او فکر دیگر در سر دارد

کاش می دانست حرف دلم را

کاش می دانست عاشق شدنم را

خدایا!

باور دوستش دارم برایش سخت است

تو بگو چه کنم با دلش،دلش را با من ساز کن

عاشقانه هایم را نمی خواند،نمی شنود،نمی بیند

وای از آن روز که بفهمد عاشقانه هایم را،ضجه هایم را،گریه هایم را...

 

نوشته ی خودم





طبقه بندی: نوشته های خودم،
+ نوشته شده در یکشنبه 20 بهمن 1392 ساعت 07:24 ب.ظ توسط رهـــــــا | نظرات()